دیدۀ کلثوم به یثرب فتاد

    از ویکی تراث

    دیدۀ کلثوم به یثرب فتاد از
    الهی قمشه‌ای



    در قالب غزل

    موضوع: بازگشت کاروان از کربلا به سوی مدینه


    دیدۀ کلثوم به یثرب فتادخسته شد از درد و ز پای ایستاد
    ناله زد آن بلبل باغ وفااز غم هجر گل و خار جفا
    گفت که ای شهر رسول امین!رفتمی و آمدمی این چنین
    قافلۀ ما نپذیری رواستره ندهی محمل ما را به‌جاست
    سوی تو بی یاور و یار آمدیمبی شه و بی خویش و تبار آمدیم
    ما که در آییم بدین شهر، بازغم‌کده گردد همه مُلک حجاز
    تا که رسیدند اسیران غمدر حرم عزّ رسول امم
    گفت چه سجّاد و سکینه چه دیدگوش فلک، تاب نیارد شنید
    شهر همه ولوله و داد شدتا به فلک، ناله و فریاد شد
    چشم الهی گهر اشک سفتحادثۀ عشق به تاریخ گفت